برای ماندن در کانون توجه در سال ۲۰۲۵، باید با جدیدترین روندهای تیکتاک (TikTok) همراه شوید. در اینجا آمده است که چگونه میتوانید از این روندها برای الهام گرفتن در استراتژیهای بازاریابی محتوا و رسانههای اجتماعی خود استفاده کنید:
روندهای تیکتاک آنقدر سریع پیش میروند که همگام شدن با آنها آسان نیست، زیرا ممکن است میمها ظرف چند روز ظاهر شده و ناپدید شوند.
برای هر کسی که در زمینه رسانههای اجتماعی یا بازاریابی محتوا کار میکند، بهروز ماندن برای بهرهگیری از روندهای مرتبط و الهامگیری برای محتوای جدید، اهمیت دارد.
بر اساس مشاهدات، تیکتاک در حال تبدیل شدن به نقطه شروع بسیاری از روندها و میمهایی است که سپس بر کانالهای دیگر تأثیر میگذارند.
بنابراین، حتی اگر در این پلتفرم ویدیویی فعال نیستید، همچنان باید آنچه را که در تیکتاک میگذرد زیر نظر بگیرید تا از روندها و میمهای کلی که میتوانند به سایر کانالها و اشکال محتوا سرایت کنند، مطلع بمانید.
ما به روندهای کلانی که شاهد تأثیرگذاری آنها بر تیکتاک در آغاز سال ۲۰۲۵ بودهایم، و همچنین چند نمونه خاص که میتوانید شروع به استفاده از آنها کنید، خواهیم پرداخت.
مانند همیشه، اگر قرار است در یک روند یا میم مشارکت کنید، رویکرد شما باید هم برای قالب و هم برای برند شما معتبر و اصیل به نظر برسد.
۱۰ ترند تیکتاک برای سال ۲۰۲۵
در اینجا برخی از محبوبترین ترندهای اخیر، از موارد قابل ارتباط تا عجیب و غریب آورده شده است. در حالی که بسیاری از آنها برای تولیدکنندگان محتوای انفرادی یا مدیران شبکههای اجتماعی بهتر عمل میکنند، برخی دیگر برای برندها به ایدههای خلاقانه برای شبکههای اجتماعی تبدیل خواهند شد.
چه کسی یک فرصت برای دست انداختن (Roast) یک همکار یا یک همکار خالق را دوست ندارد؟
فرض اصلی چالش #SuspectChallenge ساده است: «مظنون» تلاش میکند با پا فرار کند در حالی که فیلمبردار در کنار او میدود و با صدای بلند او را به سبک یک اعلامیه پلیس شناسایی میکند.
اما به جای بیان یک مشخصه عینی (مانند «مظنون یک زن سبزه است»)، فیلمبردار، «مظنون» را به خاطر چیزی خجالتآور صدا میزند.
در برداشت دوم (Take)، ورق برمیگردد و فیلمبردار تبدیل به “مظنون” میشود. این دو نفر در طول چندین برداشت، پشت سر هم به نوبت همدیگر را مسخره میکنند (به اصطلاح Roasting). همانطور که آلدی (Aldi) در بالا انجام میدهد، این روشی عالی برای شوخی کردن با یک همکار یا خالق مشترک، در عین حال کمک به دنبالکنندگان برای آشنایی بهتر با افرادی است که پشت برند شما قرار دارند.
این به ویژه برای برندهایی با شخصیتهای متعدد، مانند تیمهای ورزشی، خوب عمل میکند. و این روند میتواند زمانی که تمسخر (roast) به یک تبادل تعریف و تمجید تبدیل میشود، مانند ویدیوی بالا از تیم زنان لیورپول افسی (Liverpool FC Women)، حتی جذابتر باشد.
یکی از سادهترین ترندها برای فیلمبرداری، میم «ای وای، دوربین رو برگردوندم» (Oops, I Flipped the Camera) است که فقط از دو کلیپ استفاده میکند.
کلیپ اول: یک شات عمومی با یک لایه متنی که جزئیاتی از یک دیدگاه بحثبرانگیز (hot take) را نشان میدهد. اگر ویدیوی پسزمینه ارتباطی با این دیدگاه داشته باشد، یک مزیت محسوب میشود، اما ضروری نیست.
کلیپ دوم: پس از چند ثانیه، دوربین «به طور تصادفی» میچرخد و فردی را که در حال به اشتراک گذاشتن دیدگاهش است، نشان میدهد. به ناچار، این فرد کسی است که منفعت واضحی در آن دیدگاه دارد – بنابراین سراسیمه عمل میکند.
برای بالا بردن هیجان، یک آهنگ غمگین ویولن در پسزمینه پخش میشود. با این حال، محتوا هیچ چیز غمانگیزی ندارد. در عوض، همه چیز برای خنداندن است.
در اینجا، بخش بریتانیای سونی پیکچرز یک نقد پرشور برای ستاره فیلم شکارچی کرِیون (Kraven the Hunter) به اشتراک میگذارد – که توسط خود ستاره فیلم، آرون تیلور-جانسون، ارائه شده است.
دیدگاه (POV) لازم نیست از یک شخص باشد. در اینجا، مرسدس بنز همه را تشویق میکند تا یک مرسدس-آامگ (Mercedes-AMG) بخرند تا زندگی شادی داشته باشند. وقتی دوربین میچرخد، مشخص میشود که دیدگاه از یک خودرو بوده است.
3.یاپینگ (Yapping)
حرفهای زیادی برای گفتن دارید؟ تنها نیستید. هشتگ #Yapping در طول سال ۲۰۲۴ در تیکتاک ترند شد و این اصطلاح را از یک کلمه تا حدودی تحقیرآمیز، به جشنی برای گفتگوهای طولانی (و گاهی اوقات یکطرفه) تبدیل کرد.
ترند «این نظر منه» (Here’s My Thing) از این مفهوم الگوبرداری کرده و از پادکست Best of Both Worlds که یک اپیزود کامل را به بحث در مورد مزایای پاستا اختصاص داده بود، وام میگیرد. یکی از میزبانان پادکست، پس از گفتن «چون این نظر منه، واقعاً متأسفم»، یک نظر طولانی در مورد شکل مناسب پاستا برای استفاده با سس ودکا را آغاز میکند.
برندهایی مثل President’s Choice (انتخاب پرزیدنت) با لبخوانی همگام با آن صدا و نمایش چندین شکل از پاستا در خط تولید محصولات برند، به این ترند پیوستند.
اما نکتهای که در مورد این ترند وجود دارد این است که محتوا اصلاً لازم نیست به پاستا ربطی داشته باشد. این صدا برای تقریباً هر موضوعی کار میکند، به شرطی که بر علاقه به “وراجی کردن” (زیاد حرف زدن) تمرکز کند.
برای مثال، برند فنآوری آموزشی Formee Express از این ترند استفاده میکند تا دو دوست صمیمی را که به دلیل نتوانستن از متوقف کردن صحبتهایشان، نمیتوانند درس بخوانند، مسخره کند.
رقصیدن با ستارهها تور از این صدا استفاده میکند تا خودشان را مسخره کنند که چرا به جای پاسخ دادن به سؤالات پیگیر دنبالکنندگان درباره تاریخهای تور و مهمانان ویژه، محتوایی را درباره موضوعات انتخابی خودشان میسازند.
4.خونسرد، آرام و مسلط بودن
اگر آدمی پرحرف نیستید، شاید در عوض یک فرد آرام و خونسرد باشید.
میم “Chill Guy” (پسر خونسرد) یک سگ انساننمای انیمیشنی را نشان میدهد که با آرامش و در ژستی مطمئن ایستاده است. میم “This Is Fine” (این خوب است) را در نظر بگیرید، اما بدون شعلهها یا حس قریبالوقوع بودن فاجعه.
پستها شامل یک عکس یا ویدیو مرتبط با برند هستند که متنی روی آن قرار گرفته و رفتار “پسر خونسرد” را توصیف میکند. به عنوان مثال، اتحاد ایرویز با متنی شبیه این وارد این ترند شد: “فقط یک آدم خونسرد که ۱۰ مقصد جدید را در یک دوشنبه معمولی اعلام میکند.
این یک روش سرگرم کننده برای اعلام کردن، به اشتراک گذاشتن اخبار هیجانانگیز یا گفتن یک چیز مرتبط است، در حالی که آن را به عنوان رفتار یک “آدم باحال و بیخیال” کماهمیت جلوه میدهید. در نظر بگیرید که آن را با ویرایش شخصیت برای افزودن عناصر برندسازی شده، به سطح بالاتری ببرید، همانطور که تیم نیواورلئان پلیکانز در زیر انجام میدهد.
در اینجا، کنیس (Kennice)، تولیدکننده محتوای سفر با نام “Travel With Kennice” از این ترند برای تبلیغ یک سفر به ترومسو، نروژ استفاده میکند. این ویدئو پر از نماهای زیبا از مقصد است که برای الهام بخشیدن به دنبالکنندگان جهت سفر طراحی شده است.
برندها میتوانند از این ترند با یک زاویه دید اول شخص یا دوم شخص استفاده کنند. در هر صورت، این روش برای یادآوری میزان خوشحالیای که برند شما برای دنبالکنندگان به ارمغان میآورد، ایدهآل است – مانند کاری که Chipotle با ویدیوی «یک بوریتو در روز» خود در زیر انجام میدهد.
برندها میتوانند ویدیوها را قابل خرید کنند و این امر خرید آنچه محتوا تبلیغ میکند را برای دنبالکنندگان حتی آسانتر میسازد. با تیکتاک شاپ (TikTok Shop)، میتوانید محصولات را مستقیماً بفروشید و از این پلتفرم به عنوان یک کانال تجارت الکترونیک استفاده کنید.
6.مقایسه دوستان تیپ A در برابر تیپ B
وقتی میخواهید در بخش نظرات هیاهو به پا کنید، یک برداشت مارکدار از روند “دوست تیپ A در برابر تیپ B” را امتحان کنید.
این روند افراد تیپ A (که به خاطر نظم و پیشقدم بودن شناخته میشوند) را با افراد تیپ B (که به خاطر آرامش و توانایی همراه شدن با جریان شهرت دارند) مقایسه میکند.
وقتی این کار به خوبی انجام شود، بینندگان را ترغیب میکند که قویاً با یکی از این تیپها همذاتپنداری کنند. و به طور بالقوه دوستی را که با کلیشه دیگر مطابقت دارد، تگ کنند.
در اینجا، هیلتون دوست نوع A را فردی به تصویر میکشد که تخت خود را مرتب میکند، چمدانی سازمانیافته دارد و کیف روزانه خود را با دقت میبندد. در مقابل، ویدئو دوست نوع B را فردی نشان میدهد که در مورد سفر آنقدر بیخیال است که مسواک خود را فراموش کرده و مجبور شده است یکی از هتل درخواست کند.
RootineCo در اینجا، گذراندن وقت با یک دوست تیپ A را که در حال انجام یک برنامه طولانی قبل از خواب است، با دیدگاه یک فرد تیپ B که نسبت به برنامهریزی زودهنگام اکراه دارد، مقایسه میکند.
در حالی که تیکتاک یک پلتفرم ویدیویی کوتاه است، طی سالها به تدریج اجازه انتشار ویدیوهای طولانیتر را داده است. اکنون برندها میتوانند ویدیوهایی تا ۱۰ دقیقه را آپلود کنند. و در برخی مناطق، آپلود ویدیوهای ۱۵ و ۳۰ دقیقهای نیز در دسترس است.
اما در برخی موارد، محتوای کوتاه و جذاب همچنان بهترین عملکرد را دارد. «جیب راست در مقابل جیب چپ» (“Right vs. Left Pocket”) یک مثال عالی از یک ترند ۱۵ ثانیهای است که به گونهای طراحی شده که کاملاً غیرجدی باشد، با این حال طرفداران پرشور را به خود جذب میکند.
این ترند بر اساس یک مفهوم ساده است: به طور معمول جیب راست شلوار جین یک فرد معمولی برای وسایل ضروری مانند کیف پول یا تلفن است، در حالی که جیب چپ پر از آشفتهبازاری تمامعیار است.
رویکرد تاکو بل (Taco Bell) به این ترند، یک جیب راست کاملاً منظم و یک جیب چپ پر از صدها بسته سس تند را نشان میدهد.
تفسیر (چرخش) اوریو از این گرایش، آن را به سطح پوچ (مضحکی) میرساند و جیبهایی را نشان میدهد که با دهها بسته اوریو پر شدهاند.
به طور متوسط، کاربران تیکتاک روزانه ۵۸ دقیقه و ۲۴ ثانیه را در این اپلیکیشن سپری میکنند. این بدان معناست که برندها پتانسیل کسب تعداد زیادی بازدید را دارند، به شرطی که بتوانند با موفقیت توجه بینندگان را جلب کنند.
برای اینکه بینندگان علاقهمند باقی بمانند، سبکهای مختلف داستانسرایی را آزمایش کنید. مانند ترند #SubtleForeshadowing (اشارههای ظریف پیشبینانه) که از یک سبک ویرایش منحصربهفرد برای گنجاندن فلاشهایی (لحظات کوتاهی) از نتیجهگیری در نقاط مختلف ویدیو استفاده میکند.
در اینجا، برند «اسکراب ددی» (Scrub Daddy) اشاره میکند که قهرمان داستان – که از یک اسفنج غیربرند استفاده میکند – با یک اسفنج به طور غیرمعمولی بزرگ روبرو خواهد شد. و دقیقاً همین اتفاق میافتد، قهرمان در پایان توسط یک اسکراب ددی مورد حمله قرار میگیرد.
مفهوم “Bakers Delight” یک قدم فراتر میرود و نتیجه داستان — یک نانوا که روی زمین افتاده است — را بدون فاش کردن دلیل آن پیشبینی میکند. بیننده باید تا انتها تماشا کند تا بفهمد که خمیر ور آمده (به دقت آماده شده) نانوا به زمین افتاده و غیرقابل استفاده شده است.
9.بردن بینندگان به پشت صحنه
بیایید صادق باشیم: چه در دفتر کار کنید و چه از خانه، بسیاری از کارهای روزمره دقیقاً هیجانانگیز نیستند. حداقل، شاید برای شما که دارید آن کار را انجام میدهید، هیجانانگیز نباشد.
اما برای دنبالکنندگان و مشتریان، داستان فرق میکند. وقتی بینندگان را به پشت صحنه میبرید، نمایی از دنیایی را به آنها میدهید که معمولاً تجربه نمیکنند.
در حالی که محتوای پشت صحنه در تیکتاک چیز جدیدی نیست، سبکها و قالبها تکامل یافتهاند. به جای فیلمبرداری فیلترنشده، برخی از محبوبترین ویدیوهای پشت صحنه، محتوای به شدت ویرایششدهای هستند که صاحبان مشاغل را در حال انجام کارهایی مانند بستهبندی سفارشها نشان میدهند.
بسیاری از ویدیوهای «سفارش رو با من بسته بندی کن» بسیار زیبا (Aesthetic) هستند و شامل عناصر ASMR میشوند که تماشای آنها را بهویژه لذتبخش میکند. در نتیجه، آنها کار بسیار خوبی در فروش تجربه برند انجام میدهند – که میتواند تأثیر مضاعفی بر افزایش فروش و پرورش وفاداری داشته باشد.
این قالب همچنین میتواند به عنوان اثبات اجتماعی (social proof) عمل کند که میتواند بینندگان معمولی را به مشتریان پرداختکننده تبدیل کند. در بالا، XXL Scrunchie دنبالکنندگانش را دعوت میکند تا بیش از ۱۰۰۰ کالا را بستهبندی کنند که این بزرگترین سفارش این شرکت تا به امروز است.
10.نظرخواهی از کارمندان
همه محتوای پشت صحنه مجبور نیستند روی محصولات یا خدمات شما تمرکز کنند. برخی از جذابترین ویدئوها کارمندان را برجسته میکنند و افراد پشت برند را معرفی میکنند.
به جای اینکه صرفاً از کارمندان در حین انجام کارهای روزانه فیلم بگیرید، از چند کارمند نظرشان را در مورد یک موضوع پرطرفدار بپرسید.
در اینجا، تیم شیکاگو بولز (Chicago Bulls) از بازیکنان تیم میخواهد تا سه مورد از مهمترین چیزهایی که در بشقاب شام شکرگزاری (Thanksgiving) برایشان اهمیت دارد را بیان کنند.
در اینجا، سفورا از مشاوران زیبایی داخلی خود میخواهد تا توصیههای خود را ارائه دهند. هر کارمند یک محصول برتر را انتخاب میکند و در عین حال یک معرفی کوتاه (mini pitch) برای آن محصول ارائه میدهد.
برای مدیران شبکههای اجتماعی که زمان زیادی را به عنوان چهره برند در تیکتاک میگذرانند، این رویکرد برای آوردن سایر کارمندان یا بازیکنان جلوی دوربین عالی است.
به نظرات (کامنتها) با دقت توجه کنید تا ببینید کدام شخصیتها نزد فالوورها محبوبیت بیشتری دارند.
سپس، از آنها بخواهید که در ویدیوهای بیشتری نقش اصلی را ایفا کنند.
نحوه شکلگیری و تکامل ترندها در تیکتاک
ترندها (روندها) چیز جدیدی در جهان نیستند، به ویژه در دنیای مد. سالهاست که مردم میخواستند مطابق با مد روز باشند؛ مجلات، فیلمها و برنامههای تلویزیونی همه ترندها را تعیین کرده و آنهایی که به طور طبیعی شکل میگرفتند را منعکس میکردند.
تیکتاک و شبکههای اجتماعی روند ترند شدن را شتاب بخشیدهاند و چرخههای ۲۰ ساله ترندی را که قبلاً میدیدیم، به دَورههای سریع و کوتاهمدت تبدیل کردهاند که میتوانند با هم همپوشانی داشته باشند.
اکنون ترندها توسط توجه جمعی کاربران شبکههای اجتماعی پرورش داده میشوند؛ این کاربران هستند که تعیین میکنند چه محتوایی مورد توجه قرار میگیرد و چه چیزی نمیگیرد.
این موضوع با حجم گسترده افرادی که با محتوا درگیر میشوند، تقویت میشود. به دلیل مخاطب عظیمی که روزانه در تیکتاک با محتوا تعامل دارند، مردم میتوانند تقریباً فوراً تجربههای خود را تأیید و تأیید مجدد کنند.
و اگر کسی اصطلاحی برای آن ابداع کرده باشد، میتواند مانند آتش در خرمن گسترش یابد. به مواردی مانند «شام دخترانه» (“girl dinner”)، «ریزخیانت» (“microcheating”)، «چندشغلی» (“polywork”) و موارد دیگر فکر کنید.
به محض اینکه ترندی با هشتگ مخصوص خود به بخشی از آگاهی جمعی تیکتاک تبدیل میشود، مردم میتوانند ویدیوها را Duet (همراهی کردن) یا Stitch (دوختن) کرده و محتوای خودشان را با استفاده از الگوها بسازند تا آن ترند را بیشتر توسعه دهند.
نحوه یافتن ایدههای پرطرفدار (ترند) در مرکز خلاقیت تیکتاک (TikTok Creative Center)
تیکتاک امسال «مرکز خلاقیت» (Creative Center) خود را راهاندازی کرد و ابزار دیگری را در اختیار تولیدکنندگان محتوا قرار داد تا به آنها کمک کند برای پستهایشان الهام بگیرند.
شما میتوانید آنچه را که در کشور شما ترند است، که به هشتگها، آهنگها، تولیدکنندگان محتوا و ویدیوها تقسیم شده است، مرور کنید.
هر دسته میتواند بینشی در مورد اینکه چه نوع محتوایی ترند است، به شما بدهد؛ خواه آن محتوا، صوتهای لبخوانی، تولیدکنندگان محتوای محبوب، یا فرمتهای ویدیویی خاص باشد.
همچنین دستیار خلاقیت (Creative Assistant) وجود دارد که مجموعهای از ابزارهای کمکشده با هوش مصنوعی را برای کمک به سادهسازی فرآیند خلاقیت ارائه میدهد.
شما میتوانید از دستیار خلاقیت، درخواست کنید تا بینشی در مورد آنچه در حال حاضر ترند است، به همراه ویدیوهای مرتبط به شما بدهد، تا ببینید سایر تولیدکنندگان محتوا در آن حوزهی خاص چه چیزی تولید میکنند.
این دستیار همچنین فیلمنامههای تبلیغاتی مینویسد، اما این فیلمنامهها متناسب با لحن کسبوکار شما یا نقاط فروش منحصربهفرد آن نخواهند بود.
اگر بسیار به مشکل برخوردهاید، اینها میتوانند به عنوان یک نقطه شروع عمل کنند، اما بدون یک دستورالعمل (Prompt) دقیق، ممکن است محتوایی تولید نکنند که به راحتی بتوانید از آن استفاده کنید.
ترندهای تیکتاک چگونه میتوانند منبعی برای ایدههای محتوا باشند
وقتی به دنبال ایدههایی برای پر کردن تقویم محتوای خود هستید، تیکتاک شاخص خوبی از آنچه که نسل Z در حال حاضر با آن ارتباط برقرار میکند، به شما میدهد.
با درک ترندهای محبوب این پلتفرم، میتوانید راهی پیدا کنید تا به شکلی معتبر و اصیل از آنها برای برند خود استفاده کنید.
باید مطمئن شوید که سبک ویدیوی ترند، مناسب برند شماست. اگر این کار اجباری به نظر برسد، محتوای شما به دلیل حس غیرقابل اعتماد پشت آن، ممکن است توجه منفی را به خود جلب کند.
آنچه مهم است این است که برای ادغام محتوای خود به صورت ارگانیک در یک ترند، باید چابک و واکنشی باشید.
دیر اقدام کردن برای مشارکت در یک ترند، ممکن است باعث شود مخاطبان شما احساس کنند که شما بیش از حد سازمانی (corporate) هستید و به جای اینکه از محتوای شما لذت ببرند، از آن خجالتزده (cringe) شوند.
با امتیاز جذاب خودتون مارو خوشحال 🤣 یا غمگین 😟 کنید